طراحي صنعتي

 

نكاتي در مورد صنعت خودروسازي ايران

 

- در ايران هنوز يك خودروي تاكسي مناسب، يك آمبولانس استاندارد براي حمل بيماران، يك خودروي وانت مسقف براي حمل بارهاي سبك شهري، اتوبوس شهري زيبا و كاربردي، خودروي دودرب اسپرت براي جوانان علاقمند، خودروي ون مناسب و حتي يك خودرو جهت حمل اموات براي سازمان بهشت زهرا، و در نهايت يك خودروي ارزان قيمت براي مصرف كننده ايراني ارائه نگرديده است.

اين موارد در حاليست كه صنعت خودروي ايران داراي سابقه اي بيش از كشور كره ودر حدود 45 سال ميباشد. و هنوز يك خودروي ملي به معناي واقعي آن نداريم. بايد توجه داشت توليد خودرو، بمنظور صادرات و حضور در بازار جهاني خودرو الزامي و يك هدف بايد باشد. و بدون همكاري كمپاني هاي بزرگ خودروساز قادر به حضور در بازارهاي جهاني و يا حتي بازار خاورميانه يا آسياي ميانه نخواهيم بود.

همكاري با يك شركت طراحي مهندسي خارجي مثل اتيال ديزان يا پينين فارينا براي كسب تجربه در زمينه طراحي و توليد خودرو بهترين راه ميباشد.

در عصر تجارت جهاني و سرعت پيشرفت تكنولوژي، بايد صنعتي متفكر و هوشيارانه داشته باشيم.

صنعت خودروي ايران بايد به آينده به گونه اي ديگر نگاه كند و نوآوري در آن نقش اول را ايفا نمايد.

انقلاب نوين جهاني در طراحي خودرو در آينده اي نزديك رخ خواهد داد.

بازار خودرو در آينده متعلق به خوروهايي است كه چند منظوره ميباشند و با قيمتي پايين عرضه ميشوند.

مواد بكار رفته در خوروهاي آينده ديگر فقط فولادي نخواهد بود.مواد حاصل از فرآيندهاي نانو تكنولوژي در راه هستند.

خودروهاي آينده از قطعات يكپارچه‌تري بمنظور توليد بيشتر عرضه خواهند شد.

به جاي حذف توليد پيكان تفكر توليد پيكاني را بايد حذف نمود.

صنعت خودروي ايران نياز به يك انقلاب فكري و يك خانه تكاني صنعتي دارد.

اين صنعت نياز به ترويج يك فرهنگ صنعتي مبتني بر پايه هاي تفكرگرايي دارد.

اين صنعت به افرادي نياز دارد كه متعلق به آينده باشند و چند قدم فراتر از حال را تصور كنند و عاشق و علاقمند به خودرو باشند.

تمام ابعاد صنعت خودرو در كارخانجات خلاصه نمي‌شود. اين صنعت نياز به يك آشتي واقعي با دانشگاه و مراكز تحقيقاتي دارد.

صنعت خودرو ايران در حال‌حاضر براساس‌توليد محوري استوار است كه بزرگترين مشكل اين صنعت ميباشد.

صنعت‌خودروي كشور ذوق‌زده استقبالي جبري از طرف مشتريان خود در يك بازار كاذب داخلي شده است.

طراحي بدنه خودرو (طراحي صنعتي) در ايران هنوز به مرحله بلوغ و پختگي خود نرسيده است.

كسب تجربه در زمينه طراحي بدنه خودرو در ايران نياز به زماني حدود حداقل 5 سال دارد. كه اين امر در كارخانجات بايد يك تمرين مستمر باشد.

زمان به سود صنعت خودروي ايران ميباشد كه متاسفانه اين زمان به سرعت روبه اتمام است.

بنابراين بايد به طراحي صنعتي توجه بيشتري داشت چرا كه طراحي صنعتي آميزه‌اي از هنر و فنون صنعتي ميباشد طراحي صنعتي مجموعه‌اي از هنر نقاشي، هنرهاي تجسمي و حجم‌سازي ميباشد كه در نهايت با تمام بايدها و نبايدهاي علوم فني و صنعتي كنار آمده و برآيند فرمولهاي خشك رياضي را به شكل‌هاي زيبا در قالب محصول صنعتي بصورت يك تابلوي نقاشي و يا يك مجسمه زيبا در معرض ديدگان قرار ميدهد. و شاهكار طراحي صنعتي، طراحي خودرو ميباشد كه بدليل جذابيت و وابستگي انسان به اين محصول صنعتي در تمام جوامع از اهميت و استقبال بيشتري برخوردار ميباشد.

يكي از فاكتورهاي مهم طراحي صنعتي براي طراحي يك خودرو رعايت اصول ارگونومي ميباشد كه با نگاه ريز بينانه جهت برآورد تمام نيازهاي فيزيكي اندام انسان در كاربرد با محصول طراحي شده بررسي و رعايت ميشود و علاوه بر آن، تمام نيازهاي روحي انسان را هم مد نظر داشته كه همان رعايت هارموني خطوط مختلف هندسي در كنار هم يا به عبارتي، موسيقي تصويري است كه در واقع اصلي ترين و مهم‌ترين وظيفه طراحي صنعتي ميباشد.

و به همين منظور در طراحي صنعتي علوم روانشناسي، جامعه شناسي و در كل انسان شناسي نقش زيادي دارد.

و اگر اين بحث را مختص خودرو قراردهيم در مورد روانشناسي خودرو كارخانجاتي را مي‌بينيم كه تقريباً محصولاتشان در تمام دنيا مورد قبول و پذيرش همگان است.

 اين رضايتمندي شامل تمام سنين و سلايق متفاوت ميباشد و اين موفقيت حاصل نميشود مگر به رعايت دو اصل:

1 - احترام به نيازهاي مشتري در تمام ابعاد آن

2 - طراحي منطقي براي دستيابي به محصول مناسب

برايند اين دو اصل بصورت جمله (آنچه شما خواسته‌ايد) بعنوان هدف اين كارخانجات ميتوان عنوان نمود براي رسيدن به اين هدف، مهمترين فاكتور داشتن مديراني است كه احترام زيادي براي شخصيت مشتريان خود قائلند. و هرگز سليقه شخصي خود را به مشتريان خود تحميل نمي‌كنند.

در تمام تصميم گيري ها همواره آمار و نظر سنجي هاي بدست آمده توسط متخصصان را مد نظر قرار ميدهند و اين مديران به آينده دور توجه زيادي دارند.

اين افراد بدليل جهت دار بودن اهداف خود براي محصولاتشان شخصيت سازي و يا به عبارت ديگر تيپ سازي ميكنند. و يا فراتر از آن شخصيت سازي مستقل مينمايند. يعني محصولاتشان داراي يك فرم خاص هندسي ميباشد كه با ديگر رقبا متفاوت ميباشد همين شخصيت سازي باعث ايجاد رابطه عاطفي في مابين سازنده و مشتري ميشود. و در پشت ارائه اشكال هندسي هزاران حرف نگفته عاطفي و رواني در قالب رعايت اصول طراحي صنعتي همراه با تكنولوژي فني قابل مشاهده ميباشد.

به همين منظور كارخانجات توليد خودرو، محصولاتشان را طبقه بندي نموده و در كلاسهاي مختلف عرضه محصول مينمايند. كه هر كدام از اين طبقه بندي ها خود داراي تفاوتهايي ميباشد.

و در نگاهي ديگر هر كشوري داراي يك خودرو براي استفاده عموم جامعه خود ميباشد. خودروي چند منظوره كه در واقع تمام نيازهاي افراد آن جامعه را از هر نظر تحقق ميبخشد.

 با مطالعه هر جامعه اي ميتوان خودروي ملي آن جامعه را طراحي و يا بصورت مونتاژ، خودروي كشور ثالثي را انتخاب و توليد نمود. كه عموماً اين خودروها بعنوان خودروي پايه و با قيمت مناسب عرضه ميگردد مباني طراحي و يا اصول فاكتورهاي خودرو انتخابي در هر جامعه‌اي نسبت به فرهنگ آن جامعه متفاوت ميباشد.  و شاخص‌ترين مطالعات فرهنگي هر جامعه‌اي نوع استفاده مردم از خودروهاي عمومي آن جامعه ميباشد مثل فرهنگ تاكسيراني، اتوبوسراني، استفاده از وانت و كاميونت و غيره و يا در نگاهي ديگر عرض خيابان‌ها و معابر، خيابان‌هاي فرعي، كوچه پس كوچه‌هاي يك شهر و يا تعداد جمعيت يك خانوار كه خود تعيين كننده انتخاب نوع خودرو از نظر ابعادي و اقتصادي ميباشند. كه متاسفانه در ايران تعريف طراحي صنعتي به گونه‌اي ديگر ميباشد.

اگر چه پروژه X7 بمنظور ارائه يك خودروي ملي وجايگزين پيكان در ابتدا تعريف گرديده ولي در نهايت با صرف هزينه‌هاي زياد بنام سمند فعلي و با قيمت زياد عرضه شد. آيا سمند خودروي جايگزين مناسبي براي پيكان ميباشد؟

آيا خودروي ملي ايران كه عبارت افتخار ملي را يدك ميكشد همان پژو 405 نمي‌باشد. ( كه تغييرات غلط و نابجايي در بدنه پژو با يك شكل ظاهري كپي شده از فولكس پاسات و آئودي با يك ارگونومي ضعيف در آن صورت گرفته است). اگرچه طراحي صنعتي خودروي ايران بسيار نوپا ميباشد و زمان زيادي از توجه مديران كارخانجات داخلي به اين رشته نميگذرد ولي بايد توجه داشت بجز سمند كه از نظر طراحي صنعتي بسيار قابل انتقاد ميباشد ساير كارهاي ارائه شده در حد بسيار پايين صورت گرفته‌اند. كه ميتوان اين كارها را بعنوان يك كار تمريني و يك طرح چركنويس به حساب آورد كه بدترين آن رنوي پي‌كي ميباشد. كه هم از نظر طراحي و هم از نظر اجراي طرح به بدترين صورت ممكن ارائه گرديده است و پرايد 141 سايپا يا پرايد استيشن كه ميتوانست بسيار بهتر از اين باشد. (شايد اگر پرايد 141 بصورت دو درب طراحي ميشد بسيار مناسبتر بود).

لازم به ذكر است طراحي و تغييرات مجدد خودروهائيكه طراحي و توليد گرديده‌اند از مشكل ترين كارهاي طراحي صنعتي ميباشد.

كه به نظر ميرسد طراحان صنعتي اين سه پروژه بسيار عجولانه عمل نموده و خيلي زود از كار خود ابراز رضايت نموده‌اند. اين بزرگترين نقطه ضعف كار طراحي صنعتي در ايران ميباشد و همين امر در پروژه سمند، بگونه‌اي ديگر مشهود ميباشد. و عدم توجه كافي به رشته طراحي صنعتي از سوي بعضي از مديران كارخانجات خودروسازي كشور از يك طرف و نداشتن تجربه كاري فارغ التحصيلان اين رشته از سوي ديگر مشكلاتي مضاعف در حاصل كار ايجاد كرده است. انشاا... در آينده‌اي نزديك در مورد نحوه طراحي بدنه (تغييرات شكل ظاهري) اين سه خودرو مطالبي عرض خواهد شد.

اما در مورد سمند

چنانچه اتاق اين خودرو را به سه قسمت تقسيم نموده و آنرا بررسي نمائيم به نتايج زير خواهيم رسيد.

در قسمت جلو كه جاي تاسف زيادي دارد  خطوط كلي طرح خيلي شبيه فولكس پاسات ميباشد

   
   

كه يك كپي نابجا و بي‌دليل است. چراكه سمند تحت ليسانس شركت فولكس نبوده و الزامي به كپي كاري از طرحهاي شركت مذكور نداشته است.

 در قسمت مياني كه بيننده در نگاه اول استحكام و قدرت فيزيكي اتاق را القاء مي‌نمايد.

بزرگترين نقاط ضعف اين خودرو را ميتوان در اين مشاهده نمود زاويه تند ستونهاي جلو و مايل به طرف داخـل اتاق كه موجب كاهـش ديـد راننده و سرنشين نسبت به اطراف خود ميباشد

( قسمت سبز رنگ تصوير)

 

زاويه بسيار زياد كلاف دور درب‌هاي جلو كه در صورت عدم توجه در زمان بازنمودن اين درب حتماً با سرو صورت برخورد خواهد نمود. كه اين اشكال در پژو 405 هم مشاهده ميشود ولي متاسفانه در طراحي سمند به آن توجه نشده است. (خط زرد و دايره قرمز )

 فاصله خيلي كم كنسول با دسته دنده كه اين امر دسترسي و استفاده از امكانات روي كنسول را با مشكل مواجه ميكند.

طرح داشبورد سمند هم يك طرح تكراري دهه 90 ميباشد كه ميتوانست بهتر از اين باشد.

در قسمت انتهايي، طرح عقب سمند بيشترين اشكالات طراحي را ميتوان مشاهده نمود.

و در كل مي توان گفت طرح عقب سمند يك طرح بي‌هويت، فاقد شخصيت و اصالت قوي و پايدار مي‌باشد.

 

ديد نسبتاً كم راننده در زمان دنده عقب كه اين اشكال پس از مدتي به علت مهارت راننده تقريباً رفع ميگردد.

ضعف طراحي چراغ‌هاي عقب (خصوصاً سطح زياد قرمز رنگ) همه چيز را تحت‌الشعاع قرار داده است. قوس بالاي چراغ‌ها بدليل برخوردار نبودن ازيك منحني مناسب از زير صندوق عقب تا انتهاي كوشة چراغ بزرگترين اشكال طرح عقب سمند ميباشد كه اين اشكال و اشكال بزرگي سطح قرمز رنگ چراغ موجب خطاي چشم بيننده شده و احساس بزرگي اين سطح را نسبت به سپر القاء مي‌كند.

 

همين ضعف طراحي موجب شده بعضي از مالكين سمند به فراخور سليقه طرح چراغ‌هاي عقب خودروي خود تغيير دهند. (شما حتماً در سطح شهر مشاهده نموده‌ايد) كه همين طرح‌هاي مردمي پايه‌اي براي طراحي سمند LX شده است. و اگر چه در طرح سمند تا حدود زيادي ايرادهاي طرح قبلي مرتفع گرديده است ولي همچنان يك هويت مستقل طراحي را به سمند اعطا نكرده است.

اگر چه براي سمند تبليغات زيادي صورت گرفته است ولي پژو پارس از طراحي قوي‌تري نسبت به سمند برخوردار است كه آن هم يك كپي نسبتاً خوب از پژو 406 فرانسه ميباشد.

 

   
   

و چنانچه طراحي مجددي در مورد جلو پنجره، چراغ‌هاي عقب و تزئينات داخلي (رودري‌ها) صورت گيرد ميتوان گفت بهترين كار شركت ايران خودرو خواهد بود.

در پايان ضمن تشكر از توجه شما، از تمام زحمات متخصصين ايراني شاغل در كارخانجات خودروسازي كشور مجدداً تشكر نموده و تمام اين مطالب صرفاً در مورد طراحي صنعتي (طراحي شكل ظاهري) به عرض رسيده است و جاي دارد كه دانشجويان طراحي صنعتي توجه بيشتري به فعاليتهاي صنعت خودرو داشته باشند. و به نكات زير با دقت بيشتري توجه نمايند تا انشاا... بتوان در اين كشور جايگاه طراحي صنعتي را به بهترين نحو تثبيت نمود (هنر نزد ايرانيان است و بس)

هر خطي را با دقت بيشتري بايد ترسيم نمود چراكه مجموعه‌اي از خطوط، يك حجم هندسي را مي‌سازد.

هرگز نبايد از كار خود در كوتاه مدت راضي و تمام افكار خود را گرفتار طرح يك خودروي بخصوص نمود..

تمرينات مداوم، جهت تغييرات جزئي در خودروهاي موجود بهترين شيوه است.

مدل‌سازي از طرح‌هاي ترسيم شده با هرنوع موادي از ضروريات تربيت ذهن و قدرت تجسم ميباشد.

ارتباط با ديگران جهت نقد طرح‌هاي ترسيم شده به بالا بردن كيفيت كار كمك زيادي مي‌كند و هرگز از انتقاد نبايد نگران شد.

افكار ذهني را در مورد ايده‌ها، بجاي زمان حال بايد در زمان آينده متمركز نمود. و تمام طراحان صنعتي شاغل در خودروسازي كشور بايد يك برنامه ريزي بلند مدت نموده و مرتباً مدل‌هاي پرتوتايپ را بصورت تمرين اجرا نمايند، در مقطع كنوني و با دانش فعلي طراحي براي توليد انبوه خيلي زود است.

منبع: واحد تحريريه Carx1

 

 

Designed By   Hasan_Nesari@Yahoo.com                                                                                                                                                                                                                                                                               Web design, Graphic design, Industrial design, and Interior design